برخی افراد فکر می‌کنند که میانگین کم کردن در بورس مانند خرید پله ای می باشد ولی این دو مفهوم کاملاً با هم متفاوت هستند. میانگین کم کردن در زمانی کاربرد دارد که قیمت سهام شما در حال کاهش و حد ضرر شما فعال شده باشد. یعنی اینکه تحلیل و اقدام شما برای خرید یک سهام درست نبوده و نه تنها سهام شما رشد نکرده و قیمت آن افزایش پیدا نکرده است، بلکه کاهش هم یافته است. بعضی از سرمایه گذاران با تصور اینکه دوباره قیمت سهام افزایش می یابد، سهم شان را مدت زیادی نگه می دارند و با فعال شدن حد ضرر از صحنه بیرون نمی روند. در صورتی که همواره باید به یاد داشت که باید به حد ضرر خود وفادار بمانیم. در این رابطه می توانید به مقاله های قبل که در همین سایت درباره حد ضرر نوشته شده مراجعه کنید.

آشنایی با میانگین گیری

شما باید وقتی قیمت سهام به حد ضرر رسید است، خارج شوید و در قیمت های پایین تر، البته با بررسی شرایط بنیادی و تکنیکال سهم، دوباره وارد آن شوید. البته اگر ایمان دارید که سهم شما رو به پیشرفت است. برای میانگین کم کردن باید به چند مورد توجه کنید: اول اینکه سهم دارای بنیاد و ارزش قوی باشد. دوم؛ حمایت سهم در چه قیمتی می باشد. سوم؛ آیا صنعتی که سهم متعلق به آن است در بازار مورد توجه است.  چهارم؛ کف بنیادی سهم در کجا قرار دارد.

حال فرض کنید سهمی را خریداری کرده اید که به نظر رو به رشد مثبت بوده است. به طور مثال شما سهم را با قیمت ۱۰۰۰ تومان خریداری می کنید. بعد از گذشت یک هفته از ورود به آن، قیمت سهام شما به ۸۰۰ تومان کاهش پیدا می‌کند. چه کار باید انجام دهید؟ به نظر شما باید میانگین را کم کرد یا خیر؟ ابتدا باید توجه کنید که کف بنیادی سهم دقیق و مطمئن است. حالا نیمی از خرید را انجام دهید و بقیه را برای میانگین گیری نگه دارید. اگر قیمت سقوط کرد، شما سود کردید. ولی اگر قیمت کاهش پیدا کرد هم دغدغه کمتری خواهید داشت. به همین دلیل میانگین گیری انجام می دهند.

در نظر داشته باشید نسبت قیمت به درآمد را انجام دهید. فرض کنید که سهامی که ما در هزار تومان خریداری کردیم. حال می خواهیم دوباره خرید کنیم . این سهم کف بنیادی ۶۰۰تومان را دارا است. خرید در ۸۰۰ تومان کار درستی نیست. چون اگر قیمت ۸۰۰ چند روز مثبت داشته باشد به محدوده خرید شما بازگشت می کند اما اگر به سمت کف بنیادی حرکت کند. خرید در ۸۰۰ تومان باعث متضرر شدن شما میشود .همواره سعی کنید بعد از در نظر گرفتن تحلیل تکنیکال و همچنین ارزش ذاتی سهم برای خرید تصمیم گیری انجام دهید. اگر قیمت سهم کف بنیادی دارد، نیمی از خرید را انجام دهید. اگر سهم شما کاهش پیدا کرد. در جایی که سهم نسبت قیمت به درآمد کمتری از گروه خود را داشت و به کف بنیادی نزدیک نشده بود، میانگین بگیرید. اما اگر قیمت به کف بنیادی نزدیک است. می توانید کل خرید را انجام دهید. این روزها در بازار بورس بسیاری از سهم ها به ارزش ذاتی خود و کف بنیادی خود نزدیک هستند. بنابراین با بررسی سهم از نظر تکنیکالی و بنیادی می توانید میانگین خرید تان را کم کنید و با دید بلند مدت و یا میان مدت سود خوبی به دست آورید.

روش مارتینگل

یک معامله گر حرفه ای همواره سعی می کند در کف و بهترین قیمت خرید سهام خود را انجام دهد. برای همین اکثر سرمایه گذاران حرفه ای از خرید پله ای استفاده می کنند. تمام کسانی

که در بورس شرکت می کنند به امید سودآوری سهم خود، معامله انجام می دهند. ولی شرایط بازار همواره به یک صورت نیست. همیشه ممکن است برای هر فردی حتی با تخصص بالا پیش بیاید، که را برای خود سهمی انتخاب برمی گزیند. ولی برخلاف تصور قیمت سهم به جای رشد، کاهش پیدا می کند. یک نوع ترفند برای این موقعیت وجود دارد که معروف به روش مارتینگل می باشد. در زمان قدیم افراد در قمار از این روش استفاده می کردند تا به سود برسند. فرض کنید شما در یک شرط بندی با انداختن تاس شرکت می‌کنید، اگر عدد ۶ بیاید شما برنده می شوید و مقدار مشخصی B پول دریافت می کنید. ولی اگر هر عدد دیگری بیاید بازنده هستید و شما B تومان از دست می دهید.

در مرحله اول اگر عدد شش بیاید شما برنده می شوید و مقدار پول B را می برید. ولی اگر بازنده شوید هیچ چیزی نصیب شما نمی شود. برای مرحله دوم شرکت می‌کنیم این بار با مقدار دوبرابر بازی را شروع می کنید. اگر ببازید دوباره میزان را شکست را دو برابر می کنید. به این صورت که

باخت مرحله اول : B تومان از دست می دهید.
برنده شدن مرحله دوم : 2B تومان به دست می آورید.

سود کل  B =2B-B

حال اگر دوباره در این مرحله ببازد، برای مرحله بعدی میزان شرط بندی را دو برابر می کنید. یعنی 4B تومان.

اگر برنده شوید آنگاه سود او در این مرحله برابر خواهد بود با:
باخت از مراحل اول و دوم B+2B=3B تومان
برد از مرحله سوم: 4B  تومان
سود کل:4B-3B=B  تومان

این روش را تا جایی ادامه می دهید که سرمایه تان تمام نشود. این روش توسط یک آمریکایی اختراع شد و بعدها با روش های گوناگونی توسط افراد مختلف اجرا شد. در این روش سرمایه اولیه خود را با قسمت کردن به صورت نابرابر از توان های عدد ۲ تقسیم می کنید. خرید خود را در قسمت های متفاوت بر مبنای این ضرایب انجام می دهید. استفاده از روش مارتینگل روش خوبی برای زودتر به سوددهی رسیدن است. وقتی که سهم شما از قیمت خرید اولیه افت پیدا می کند و کاهش می یابد. با اجرای این روش می توانید قبل از رسیدن به قیمت خرید اولیه وارد سود شوید. این روش یک مشکل کوچک دارد. طبق این روش شما باید در دفعات زیاد این کار را انجام دهید تا به سود دهی برسید. اما مشکل این است که سرمایه شما میزان محدودی است و تا ابد نمی توانید این قمار را ادامه دهید. بعد از چند مرحله شما به نقدینگی زیادی نیاز پیدا می کنید. حالا چه کار کنیم؟ شما باید مقدار مشخصی از پول را برای خود تعیین کنید تا بتوانید از عهده آن برآیید. بهتر است در سه مرحله این کار را انجام دهید و سرمایه خود را به چهار قسمت نامساوی تقسیم کنید که از ضریب ۲ باشند. مانند یک سرمایه 15 میلیونی که تقسیم به 1 و 2 و 4 و 8 می شود.

جمع بندی

شما در این روش باید حد ضرر خود را نیز برای هر بار خرید در نظر بگیرید. وقتی اولی شکسته شد، خرید مرحله ۲ را انجام دهید و همین‌طور در مراحل بعدی. این راه روش منطقی برای بهتر کردن بهای تمام شده در هنگام کاهش قیمت است. البته همواره به یاد داشته باشید که استفاده نادرست و زیاد در این روش حتماً شما را متضرر خواهد کرد. ولی این روش برای سهامی که وضعیت بنیادی خوبی دارند بسیار مناسب می باشد. زیرا زودتر وارد سود دهی خواهید شد. حتما به یاد داشته باشید که آموزش های لازم را در زمینه تکنیکال و بنیادی ببینید و در آن هنگام از روش مارتینگل استفاده کنید.